بلوند می خواست با ساقی بخوابد و برای این کار دلیلی پیدا کرد. او یک لیوان آبمیوه سفارش داد و به او پیشنهاد داد که با یک بادبزن به او پول بدهد. چه جور مردی از دادن جوجه خوشگل به دهان خودداری می کند! و حتی او را در یک عده قرار دهید. اتفاقی که دقیقاً افتاد. و بعد از قورت دادن مقدار زیادی از تقدیر - بگذارید او آب خود را بنوشد! ))
یک زن روسی فکر می کند که دوست پسرش یک پارچه سکس است که باید بعد از رابطه جنسی خودش را با آن پاک کند. او با نشان دادن اینکه چگونه عاشقانش او را لعنت می کنند، اوج می گیرد. هر بار او فقط می تواند فکر کند که چگونه جوجه سینه اش توسط سرکشان مختلف کشیده می شود. جوجه به او اجازه می دهد فقط سینه هایش را بگیرد و فقط نرهای گرم می توانند از آنها استفاده کنند. چه دختر شیکی!
خب ظاهراً چنین نفوذی لذتی را به او داد که مدتها دنبالش بود.