اولین برداشت من از خانم این بود که آیا او را روی جلد مجله دیده ام؟ او یک زیبایی است. اما وقتی بلوزش را درآورد و سینه های زیبایش زیر آن ظاهر شد، دیگر هرگز به صورتش نگاه نکردم. آن مرد دیک خود را به الاغش می چسباند، و من نمی توانم خودم را از سینه هایش جدا کنم - تاب می زنم، انگار هیپنوتیزم می کنم. صداش هم خوبه مخصوصا وقتی که تموم میشه.
این نوه ها خیلی راه خواهند رفت! فقط شوخی های واقعی می توانند سال نو را به پدربزرگ تبریک بگویند. و آنها نامه ای به بابانوئل نوشتند که در شب سال نو یک خروس بزرگ و سخت می خواهند - بنابراین او به پدربزرگ دیک داد که هر دوی آنها را راضی کرد. من تعجب می کنم که پدربزرگ پس از آن به بابا نوئل چه نوشت؟ ))